حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

506

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

بفرمانروائى بلاد روم فرستاد . جلوس بايدو مقارن شد با قيام غازان پسر ارغونخان كه از ابتداى جلوس پدر خود بايلخانى بهمراهى امير نوروز بر خراسان حكومت داشت . امير نوروز كه اسلام آورده بود در ايّام صدارت سعد الدّوله بر مخدوم خود غازان شوريد و او را در 688 از خراسان بيرون كرد . ارغون بايدو را بتسخير خراسان فرستاد و امير نوروز ناچار بتركستان گريخت و تا سال 693 به حال طغيان باقى بود تا آنكه در اين تاريخ بطلب عفو پيش غازان آمد و غازان او را مورد بخشايش و لطف قرار داد . پس از جلوس بايدو غازان بتحريك امير نوروز ظاهرا بعنوان ملاقات ايلخان جديد و باطنا به قصد برانداختن او بآذربايجان حركت كرد و هر قدر بايدو خواست بوعده و وعيد او را بخراسان برگرداند امير نوروز نگذاشت تا آنكه در 5 رجب 694 در يكى از قراى مراغه بين طرفين جنگ شد و بايدو كه احساس مغلوبيّت در سپاه خود نمود غازان را به صلح خواند و طرفين براى مذاكرهء شرايط آشتى و تقسيم ممالك ايلخانى بمذاكره مشغول شدند و غازان كه بصفاى نيّت امراى بايدو اطمينان نداشت بخراسان برگشت و چندى بعد امير نوروز هم بعد از مواضعات محرمانه با طغاجار و امراى ديگر بتدبير خود را از پيش بايدو نجات داده بغازان پيوست . در سال 694 غازان بتشويق امير نوروز قبول اسلام كرد و نام خود را محمود گذاشت و بپيروى او قريب 000 ، 100 تن از مغول نيز اسلام آوردند و اين پيش‌آمد نيز دشمنى ميان او و بايدو را شدّت داد تا آنكه در اواخر 694 ببهانهء نرسيدن عايدات ملك فارس كه بايدو آن را ضميمهء قلمرو غازان كرده بود بآذربايجان لشكر برد و صدرجهان زنجانى هم كه از عزل خود از وزارت بتوسط بايدو راضى نبود باردوى غازان ملحق شد و سپاهيان او را بآذربايجان برد و طغاجار و امراى ديگر هم كه قبلا بغازان مايل شده بودند جانب بايدو را رها كردند و بايدو چاره‌اى جز فرار نديد ليكن در نزديكى نخجوان اسير امير نوروز شد و او ايلخان را بدشت اوجان پيش غازان فرستاد و غازان بايدو را در 23 ذى القعدهء 694 كشت .